زندگی طغيانی است بر تمام درهای بسته وپاسداران زندگی
هر لحظه ای که در تسليم بگذرد لحظه است که بيهودگی و مرگ را طلب می کند
آنچه هر جدائی را تحمل پذير می کند انديشه پايان آن جدائی است
زندگی تنهائی را نفی می کندو عشق بارورترين ميوهای زندگی است
من خوب آگاهم که زندگی يکسر صحنه بازی است
من خوب ميدانم
اما بدان که همه کس برای بازيهای حقير آَفريده نشده است
مرا به بازی کوچک زندگی مکشان
به همه سوی خود بنگر و باز ميگويم مگذار زمان پشيمانی بيافريند
به زندگی بينديش با ميدانهای پهناور
به زندگی بينديش که می خواهد باز بازيگرانش را با دست خويش انتخاب کند
تو امروز بر فراز ايستاده ای که هزاران راه را ميتوان ديد و ديدگان تو به تو امان ميدهند که راهها را تا اعماقشان بپيمائی
در آن لحظهای که تو يک آری را با تمام زندگی تعويض می کنی
در تمام لحظه هائی که تو می دانی می شناسی و خواهی شناخت
به ياد داشته باش که روزها و لحظه ها هيچ گاه بر نمی گردد
به ياد بياور که در اين لحظه نياز من به تو نياز من به تمام ذرات زندگی است
ياد تو هر لحظه با من است اما ياد انسان را بيمار می کند
من عشق را با نام تو آغاز کردم....پس در هر کجای عشق هستی آغاز کن مرا
**************************************************
صفر- سفر از منتهای رحم يک آشنا آغاز گشت
دو- گهواره ايست
آشنا لالائی می خواند...
سه- می خندم؛ کوچه را به بازی می گيرم
و آدم ها را نمی شناسم...
چهار- زندگی آبی است
ولی من هنوز کوچک و ساده مانده ام.
پنح- حس غريبی در زير پوستم موج می زند؛
آشنا مراقب است بروز نکند.
شش- به هفت نزديک می شوم
ولی هنوز عاشق نگشته ام!
هفت- بازی ها پايان ندارند؛
نفس هايم تند می زنند
و قلبم فضای کوچکی برای زيستن دارد؛
می گويند عاشق گشته ام....
هشت- هفت به پايان رسيد
اما هنوز حرف برای گفتن زياد دارم!
نه- ديگر حرفی ندارم
طنين واپسين قدم هايت گوشهايم را می نوازند:
يک ساحل...
يک دنيا تنهايی...
راستی! "يک " را نشمردم:
رويايی نوشين از بستر خواب خدا
در منطق بيداری ام جاری گشت...
يک- دوستت دارم

اين دو يکی نيست...اشتباه نشود!
عشق همان دوست داشتن نيست
عشق رويائی است و دوست داشتن دنيائی
دوست داشتن با عشق مقايسه نمی شود که اگر بشود
از بين خواهد رفت
عشق خلقت خداست و دوست داشتن
خلقت عقل و دل انسان...
عشق همچون خدا يکی است و برای هر انسان
می تواند به تعداد انسانهای ديگر باشد
جدائی برای عشق مرگ است در حالی که
دوست داشتن می تواند برای مصلحت ديگری جدائی را تصميم بگيرد
عشق روحانی است ولی دوست داشتن جسمانی
جسم ميميرد ولی روح جاودانه است
کسی نمی تواند عشق را کنترل کند چرا که در عشق عقلی نيست
عشق را مهنی کردن گناه است چرا که در لغات ناچيز زبان نمی گنجد
معنی کردن آن برابر با محدود کردن آن است
ولی دوست داشتن محتاج معنی کردن آن است
دوست داشتن با دل انسان است ولی عشق با جان....
عشق غرور را از انسان می زدايد ولی دوست داشتن با غرور رشد می کند
عشق از نظر خدا پاک است
و دوست داشتن از نظر انسان...
خدا عشق است و انسان دوست داشتن...
بدرستی که خدا برتر از انسان است....

پر فکرمو تو سرم هيچي نيست!
خيلي وقت پيش يه بنده خدا ازم پرسيد چمه؟
جوابشو ميدونستم اما باز براش گفتم :
- پريا تو ديوونه شدي ... اينا هم شد دل مشغولي؟!
اما من جدي ديگه نميتونم با کسي اخت بشم... همه غريبه شدن.
جدي جدي فاصله انداختم بين خيلي چيزا و خودم!
به عادت هميشگي اين روزا دائم گيج ميزنم و راه ميرم...
يه جاي فرضيه هام ميلنگيده که الان همه چي اين جوري قاطي شده باهم...
تعارف که ندارم...مدتهاس تو چشماي کسي اونجوري که به تو زل ميزدم نگاه نکردم...
ميدوني چيه؟ تو اومده بودي که بري و خيلي چيزا رو عوض کني...
بعد تو نه ازاون پرياي احساساتي حال به هم زن چيزي موند نه ديگه دلي لرزيد و ...
انگار بعد تو همه چي بهونه بود...بهونه اي براي عقب نموندن از قافله... ديگه نه چشما جاي زل زدن بود نه دستا قابل گرفتن!
نه ، خيال برت نداره ... اين نوشته قرار نيست يه نوشت عاشقانه سوزناک در وصف تو باشه ... هر چند عمر اينجا به اومدن و رفتن تو قد نميده که بخواي بياي و بخوني و خيال برت داره.
همه اين حرفا فقط بازي با کلماته...
نميدونم زلزله شد... سيل اومد ... طوفان زد ، چي شد که يهو همه ورق ها برگشت! شايدم تو اين وسط عضو خنثي بودي و اومده بودي که کاسه کوزه اين همه تغيير تو سرت شکسته بشه
/ترانه%20ها%20وجملات%20عاشقانه_files/graphic1.jpg)
وقتی چمدانم را به قصد رفتن بستم ،
نگفتی: (( عزیزم این کار را نکن .))
نگفتی : برگرد و یک بار دیگر امحتان کن ،
وقتی پرسیدم دوستم داری یا نه ؟
روی برگرداندی
حالا من رفته ام و تو تمام چیز هایی که نگفتم می شنوی
نگفتی : عزیزم متاسفم چون من هم مقصر بودم
نگذاشتی اختلاف ها را کنار بگذاریم
چون تمام آنچه میخواستیم – عشق و وفاداری و مهلت – بود
گفتم : اگر راهت را انتخاب کرده ای من سد آن نخواهم شد
لحظه رفتن مرا در آغوش نگرفتی و اشکهایم را پاک نکردی
نگفتی: (( اگر تو نباشی زندگی برایم بی معنی خواهد بود ))
و حالا من رفته ام تا تو با تمام چیز هایی که نگفتم زندگی کنی
/ترانه%20ها%20وجملات%20عاشقانه_files/panjare.jpg)
تو را تا اوج مي خواهم
براي ناز چشمانت
چه بي صبرانه مي مانم
د لم تنگ است و بي يادت
در اين غربت نمي مانم
تو هستي در وجود من
تو را هرگز نمي رانم
/ترانه%20ها%20وجملات%20عاشقانه_files/hand.jpg)
مال منی و به اندازه دلم
یا معبدی که به سمت تو مایلم
بغض شبانه که از راه می رسد
خورشید وار می آیی مقابلم
حالا که از تو به دریا رسیده ام
پس کو بساط رسیدن به ساحلم
روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو
دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو
روزي که دلت به ديگري مايل شد
کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو ...
فكر ميكردم آنقدر از نگاهم بيزار شده ای
كه دور دور رفته ای
اما دور شده بودي تا پا به پا شدنت را نبينم
و اشكهاي خداحافظي را
/ترانه%20ها%20وجملات%20عاشقانه_files/love02.jpg)
براي رسيدن به تو
پا پيش گذاشتم
خودم را قسمت كردم
تو را سهم تمام روياهايم كردم
انصاف نبود
تو كه ميدانستي با چه اشتياقي
خودم را قسمت ميكنم
پس چرا
زودتر از تكه تكه شدنم
جوابم نكردي
براي خداحافظي
خيلي دير بود
خيلي دير
/ترانه%20ها%20وجملات%20عاشقانه_files/16007.jpg)
هــــوا آفتـــــابي سـت
مرا زير چتــر خود ببر
فقط زير چتـــر تـو
باران مي بارد !
/ترانه%20ها%20وجملات%20عاشقانه_files/hands2.jpg)
دست خالي به خانه خدا رفتم
خدا هم دستهاي خاليم را
با دستهاي تو پر كرد
/ترانه%20ها%20وجملات%20عاشقانه_files/ashk.gif)
کم کمک وقت خداحافطی ما از راه رسيده
هواي تازه ی تنها يی ها از راه رسيده
بغلم کن آخرين بار
وقت رفتن رسيده
يک کمی خنده واسه روزای بارونی دارم
که می خوام توی جيبم نزديک قلبم بذارم
يه بغل خاطره از تو توی کوله بارمه
يک کمی اشک و گلايه لای دستمال پيچيدم
وقتی دلم تنگ تو شد
غم تو توشه ی راهمه
/ترانه%20ها%20وجملات%20عاشقانه_files/rose.jpg)
اميدوارم خوشتون امده باشه . تا روز ديگر خدا يار و نگهدارتون
اين دفعه اگه داشت بارون ميومد از زيرش فرار نکن برو زير بارون ببين چنتا از دونه های بارون رو ميتونی بگيری اندازه قطره های بارونی که تونستی بگيری دوستم داری اندازه قطراتی که نتونستی بگيری دوست دارم .
/ترانه%20ها%20وجملات%20عاشقانه_files/116.gif)
فهمیدی من دوست دارم ، گربه داری میرقصونی
با این همــه ادا می خوای بازم تو قلبـــــم بــــمونی
بترس از اون روزی کـــه من ، تحمــلم تموم میشه
خودت با د ستــای خودت تـــیشه نزن به این ریشه
فکر نـــکنی که تا ابــــــد چشم انتظارت میــــمونم
ستاره هـــا فراوونن تـــو هــــــــر شب آسمــــونم
خیال نـــــــکن برای من تو مــــاه هفت آسمـــونی
تو هــــــم یکی مثـــل همه ، باید اینو خوب بدونی
تا وقتی یک رنگ نشدی، دلم باهات صاف نمیشه
دورنگی هـــــات مال خودت ، بـرو برای همیشه
خیال نـــکن برای من تو مـــــــــاه هفت آسمونی
تو هم یکی مثل همه ، باید اینو خـــــــوب بدونی
/ترانه%20ها%20وجملات%20عاشقانه_files/couple.jpg)
اي كاش گل بودي و من از باغها ميچيدمت
يا كه طلوعي بودي و از پنجره ميديدمت
اي كاش چشمانت ضريحي داشت چون رنگين كمان
هر وقت باران مي گرفت از دور مي بوسيدمت
/ترانه%20ها%20وجملات%20عاشقانه_files/37187_wallpaper280.jpg)
عاشق آن کسی باش که به دو طرفه بودن عشق اصرار دارد
به تو عادت کرده ام من
ای به من نزدیکتر از من
ای حضورم از تو تازه
ای نگا هم از تو روشن
نگو این دل دوریه عشقتو باور کرده
دل من خسته از این دست به دعاها بردن
همه ی ارزوهام با رفتن تو مردن
حالا من یه ارزو دارم توسینه
که دوباره چشم من تو را ببینه
واسه پیدا کردنت تن به دل و صحرا می دم
اخه تو رنگ چشات هیبت دنیارودیدم
توی هفت اسمون تو تک ستاره ی منی
به خدا نازدوچشماتو به دنیا نمی دم
|
به هر دری زدم : سری شکسته شد !
به هر جا که سر زدم : دری بسته شد ! نه دگر در زنم به سری ، نه دگر سر زنم به دری ! که روح دربدرم از سر و در زدن ، خسته شد .......... |
| نرو تو هم مثل من نمي توني دووم بياري نرو تو هم مثل من تو غصه كم مياري نرو تو هم مي پوسي ميميري بي من نرو تو هم طاعون غم مي گيري بي من نرو
اه نرو نروتو كه مي دوني من بي تو توبي من يعني حسرت تو كه مي دوني بي جواب مي مونه عشق وعادت تو كه مي دوني كم مي شم تو كه مي دوني كم مي شي تو كه مي دوني هم اغوش غم مي شي نرو اه نرو نرو اما بعضي موقع انسان از چيزاي فرار مي كنه كه به خاطر ديگرا ن واسايش اونهاست چشم پوشيدن از عشق از زندگي و...... اما چه سود همينهايي رو كه دوستشان داري يه روز تنهايت مي گذارند ومي روند نمي شود از كسي گلايه كرد بايد شكر گذار خداوند بود كه مي توانم روي پاي خود بياستي |
زندگی را دوست دارم چون بدون ان عشق نیست
عشق را دوست دارم چون زندگی بدون ان سرابی بیش نیست
دوست دارم عاشق بودن و با تو بودن را
پس بیا با هم کلبه ای بنا کنیم از عشق
بیا تا پیچکی شوم و بیاویزم بر وجود ت
بیا تا عشق را زیر بنای کلبه ای کنیم
بیا کلبه ای بسازیم که هرگز ویرانه ای نداشته باشد.
مرا می بينی و هر دم زيادت می کنی دردم ..
تو را می بينم و ميلم زيادت می شود هردم ..
به سامانم نمی پرسی نمی دانم چه سر داری ..
به درمانم نمی کوشی نمی دانی مگر دردم ..
تو خورشيد درخشان در قلب منی![]()
|
.: بی وفایی :. |
|
شب بود شمع بود من بودم و غم شب رفت شمع سوخت من ماندم و غم |
من به غير از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی
از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی
دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی
ديده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی
مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی
جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی
ميتوانی به همه عـمر ، دلم را بفريبی
ور بکوشی ز دل من بگريزی ، نتوانی
دل من سوی تــــــو آيد ، بزنی يا بپذيری
بوســــه ات جان بفزايـد ، بدهی يـا بستانی
جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی
شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی
توآفتابی ، آفتاب
بر من بتاب
زمستان سرد است
یخهایی تنهاییم را آب کن
از عشقت دریایی بساز
برای من
که انتهایی نداشته باشد
زورق کوچکی
با دستهای پر مهرت بساز
که فقط به اندازه عشق
من و تو باشد
افتاب عشقت را از من دریغ مکن
من به گرمای مهربانی تو محتاجم
نگذار تنهاییم
به وسعت ستاره های اسمان بنشیند
چشمهایت مال منند
با یک دنیا عشق
و همیشه به من می اموزند
که چطور دوستت داشته باشم
افتاب عشقت را از من دریغ مکن
که من محتاجم
عباس شکری
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم

| آسمون ابری شده ، ستاره خوابه نازنین لذت یکی شدن با تو سرابه نازنین دریا تو نگاه تو قشنگ و آبی تر میشه اما سهم من ازش فقط یه خوابه نازنین همیشه قسمت من ازت یه خوابه نازنین همیشه بودن تو برام سرابه نازنین لمس عشقم که خیال توی قلبت می دونم دیگه چشمات و نبند نگاتو ازم نگیر هر کسی بهونه می خواد واسه زنده بودنش تو بیا بهونه باش و توی ذهن من نمیر تو بهونهء قشنگِ زندگیمی نازنین تو یه شعر موندگاری توی قلبم نازنین تو شبای بی کسی مو حسرت و دلواپسی مو تو طلوع خستگی مو که ندیدی نازنین گریه های بی صدا مو نشنیدی نازنین بغض تلخ این سکوت رو نشکستی نازنین خواستم این ترانه رو پیش کش چشمات بکنم تو خودت خدای این ترانه هایی نازنین هیچ بهانه ای نبود واسه دوباره دیدنت تو بهونه ی همه بهانه هایی نازنین
عباس شکری |
اگر نمی توانی شاهراه باشی
کوره راهی باش
اگر نمی توانی خورشید باشی ستاره باش .
کمیت
نشانگر پیروزی ویا ناکامی تو نیست .
بهترین هرآنچه هستی باش .
داگلاس مالوک
***********************************
بهم گفت منو بیشتر دوست داری یا زندگیتو؟
گفتم : زندگیمو .
قهرکردو رفت .
اما نمی دونست با رفتنش زندگی ام رو با خودش برد .
***********************************
به دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی . به دنبال کسی
باش که نتونی بدون اون زندگی کنی .
شکسپیر
|
تغییر زندگی در هفت روز روز اول (تغییر سرنوشت عاطفی) روز دوم (تغییر سرنوشت جسمانی) روز سوم (تسلط بر روابط)
تغییر در زندگی در هفت روز |
سعی کن که کسی نتواند دل شما را بدست آورد
زیرا
در اولین فرصت می بایست منتظر کباب شدنش باشی
و دمیش می گه که :
سعی کنید افرادی که دریادل هستند را تور نزنید
زیرا
اصلاْ در دل دریایی شان ماهی پیدا نمی کنی !
این سخن مصداق بعضی از دوستان
و عاشقان و معشوق های بیکار هست
که زود به همدیگه دل می بندند....
دلت را خانه ما كن ، مصفا كردنش يا من به ما درد دل افشا كن مداواكردنش با من
اگر گم كردي اي دل كليد استجابت را بيا و يك لحظه با ما باش پيدا كردنش با من
بياور ذره اي اخلاص كه من هستم خريدارش بيفشان قطره اشكي دريا كردنش با من
اگر درها به رويت بسته شد دل برمكن بازآ در اين خانه دق الباب كن واكردنش با من
به من گو حاجت خود را اجابت مي كنم آني طلب كن آنچه خواهي مهيا كردنش با من
بيا قبل از وقوع مرگ روشن كن حاجت را بياور نيك و بد را جمع، منها كردنش با من
چون خوردي روزي امروز ماراشكرنعمت كن غم فردا را مخور تاًمين فردا كردنش با من
به قرآن آيه رحمت فراوانيست اي انسان  



