تبليغاتX
بیا تو عشق کن -

زندگی طغيانی است بر تمام درهای بسته وپاسداران زندگی

هر لحظه ای که در تسليم بگذرد لحظه است که بيهودگی و مرگ را طلب می کند

آنچه هر جدائی را تحمل پذير می کند انديشه پايان آن جدائی است

زندگی تنهائی را نفی می کندو عشق بارورترين ميوهای زندگی است

من خوب آگاهم که زندگی يکسر صحنه بازی است

من خوب ميدانم

اما بدان که همه کس برای بازيهای حقير آَفريده نشده است

مرا به بازی کوچک زندگی مکشان

به همه سوی خود بنگر و باز ميگويم مگذار زمان پشيمانی بيافريند

به زندگی بينديش با ميدانهای پهناور

به زندگی بينديش که می خواهد باز بازيگرانش را با دست خويش انتخاب کند

تو امروز بر فراز ايستاده ای که هزاران راه را ميتوان ديد و ديدگان تو به تو امان ميدهند که راهها را تا اعماقشان بپيمائی

در آن لحظهای که تو يک آری را با تمام زندگی تعويض می کنی

در تمام لحظه هائی که تو می دانی می شناسی  و خواهی شناخت

به ياد داشته باش که روزها و لحظه ها هيچ گاه بر نمی گردد

به ياد بياور که در اين لحظه نياز من به تو نياز من به تمام ذرات زندگی است

ياد تو هر لحظه با من است اما ياد انسان را بيمار می کند

 

نوشته شده توسط عباس شکری در ساعت 17:57 | لینک  |